آخرین فرزند علی (ع) در راه است
در راه ولایت همه چیزمان را می دهیم، حتی آبرو
منتشر شده در روزنامه وطن امروز با عکس امام، برعکس امام! غنای فقهی، فلسفی، عرفانی و سیره حضرت امام خمینی (ره) و فاصله نزدیک بنیانگذار انقلاب اسلامی به عالم ملکوت و بسیاری از زوایای پنهان و آشکار ایشان همه و همه دلیلی شد تا پس از رحلت یار سفرکرده امت اسلامی، اصالت و صحت عقاید، رفتار و سیره دیگران با معیاری به نام خط امام یا سیره امام سنجیده شود. از اینرو بودند و هستند کسانی که با داعیه پیروی از خط امام وارد کشتی نظام اسلامی شدند و به فعالیت پرداختند اما در نهایت، در عمل نشان دادند کمترین قرابتی با امام خمینی (ره) و سیره عملی ایشان ندارند. نمونه این افراد را میتوان در میان سران فتنه اخیر پیدا کرد؛ کسانی که کولهباری از ادعای پیروی از راه امام، خط امام و همراهی با امام را یدک میکشیدند ولی در عمل عمق شکاف عقیدتی- رفتاری خود با حضرت امام خمینی(ره) را در زمینههای مختلف نمایان کردند. به عنوان مصداقی آشکار میتوان گفت امام خمینی(ره) بر این اعتقاد بود که مساله فلسطین مساله جهان اسلامی است و اسرائیل نهتنها یک رژیم نامشروع و غیرقانونی بلکه بزرگترین خطر برای ثبات جهانی و یک غده سرطانی در منطقه است. ایشان اسرائیل را فرزند نامشروع زیادهخواهی و قدرتطلبی استعمار دانسته و نابودی آن را برای حفظ صلح و آزادی در جهان امری بدیهی و واجب میخواندند. در اندیشه حضرت امام (ره) همه خاک فلسطین متعلق به امت اسلام است و هیچ فرد یا دولتی حق ندارد حتی یک وجب از آن را به دیگری واگذار کند و هرگونه سازش بر سر این مساله به معنای عناد با اسلام و شریعت محمدی (ص) به شمار میرود. با تمام این سخنان واضح و موضعگیریهای جدی حضرت امام (ره)، فتنهگران با حضور در راهپیمایی روز قدس شعار صهیونیسمپسند «نه غزه نه لبنان» را سر دادند و عملاً در مقابل امام ایستادگی کردند. از سویی امام (ره) درباره عمل به قانون میفرمایند: «در اسلام قانون حکومت میکند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود. قانون در راس واقع شده است و همه افراد هر کشوری باید خودشان را با آن قانون تطبیق بدهند. اگر قانون برخلاف خودشان هم حکمی کرد باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند آن وقت است که کشور، کشور قانون میشود». حال آنکه موسوی، کروبی و دیگر سران فتنه با زیر پا گذاشتن قانون اساسی کشور، با نپذیرفتن حکم قانون، ضمن ایجاد اغتشاش و راه انداختن کارناوالهای خیابانی موجب ساختارشکنیهای فراوان و ایجاد هرج و مرج و تحمیل هزینههای فراوانی به کشور شدند. این بود که با عکس امام (ره) آمدند ولی برعکس امام (ره) عمل کردند... . به نقل از خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران: « در عمر کوتاه خود اثرات جاویدی به یادگار
گذاشت که پرتوی از وجدان بیدار و روح سرشار از عشق به مکتب بود. او با قلمی روان و
فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم و بیقلق و اضطراب
به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت. آثار قلم و زبان او بیاستثنا آموزنده و روانبخش است
و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت، نشات میگرفت، برای عارف و
عامی سودمند و فرحزاست.» و این تنها بخش کوتاهی از سخنان رهبرکبیر انقلاب
پیرامون متفکر شهید مرتضی مطهریست. مرتضی مطهری، عالم و حکیم عالیقدر جهان تشیع، از
تئوری پردازان معاصر، بخصوص در حوزه انقلاب اسلامی و حکومت دینی مبتنی بر ولایت
فقیه به حساب میآید. شهید مطهری دانشمند علوم اسلامی و فقه دینی، از جمله
افرادیست که به علوم تخصصی خود صرفاً توجه نکرده و در کنار آن، در بسیاری از علوم
دیگر نظیر جامعه شناسی، روانشناسی، فلسفه و . . . نیز صاحب نظر بوده است و به نوعی پیوند دهنده علوم
ناب اسلامی حوزه و علوم انسانی جدید میباشد. وی که
از مردان دورانساز تاريخ بشمار میآید، با حضور در برههاي از زمان بر انديشهها
و ديدگاههاي نسل معاصر خود و نيز بر نسلهاي آينده تأثير گذاشت و جهانبيني و
شناخت آنها را دگرگون ساخته و مناظر تازهاي در برابر آنان گشود. اما ارزش والا و بی نظیر شخصیتی چون شهید
مطهری، تنها به علم بسیار او نبوده و نیست، وی در چند بعد از ابعاد
وجودي خويش، برتري و امتياز چشمگيري نسبت به دیگر فرهیختگان جهان داشت که نشأت گرفته از
عواملی چون هوش، زکاوت، تقوا و بصیرت والای این شهید بزرگوار بود. وی با
تأسي به پيامبران و امامان و علما و بزرگان دين، نه فقط در يک جنبه، که در ابعاد
گوناگون وجودي رشد و بالندگي داشته و سعه و رقاء معنوي پيدا کرده است. او استاد و
معلمي مبرز، محققي توانا و موشکاف، متکلمي بصير، فيلسوفي عميقانديش، مصلحي پرشور،
احياگري جان سوخته و عارفي روشن ضمير بود. سلوک
اجتماعی ایشان، مختصات شخصیتی و رفتاری وی و همچنین توجه به جامعه و دغدغههای آن
از جمله عوامل تمیز دهنده وی نسبت به دیگر اندیشمندان و عالمان زمانش بود. ساده
زیستی از دیگر ویژگی های زندگی پربار شهید مطهری به حساب میآید و این سادگی و
پاکی در کنار اعتقاد راسخ برآموزههای خویش و عملگرایی عجیبش، باعث شده بود کلام
وی نافذ و غالب بر قلوب و جانهای مردم باشد و همگان را تحت تأثیر قرار دهد. تمام
این ویژگیهای بینظیر بود که مطهری را آنچنان برجسته ساخت، که رهبر فرزانه انقلاب
امام خمینی (ره) پس از شهادت این مجاهد بزرگوار فرمودند: « مطهری پاره تن اسلام
بود.» اما در این میان، مهم اثرگذاری وی بر نسلهای سوم
و چهارم انقلاب است. جایی که جوانان و نوجوانان امروز ایران، حیات مطهر آن شهید را
درک نکرده اند. افکار این اندیشمند واقعی اسلام، مسلماً چیزی نیست که در ظرف زمان
و مکان بگنجد، و انطباق آن ها بر شرایط کنونی که نشات گرفته از بنیانی بودن نظرات
و عقاید ایشان و پررنگی عناصر و ارکان اساسی اسلام و انقلاب در آنها میباشد، میتواند
در بسیاری از امور گره گشای بینظیری باشد. همین اصالت و غنای بینظیر نظرات و تئوریهای
شهید مطهری و انطباق پذیری آنها بر زمان باعث شده که پس از گذشت حدود 30 سال از
شهادت وی، مطهری و تفکراتش از محکمات بی بدیل نظام اسلامی به شمار آیند و اجازه
هرگونه شبه افکنی و تردید را از منتقدان و تحلیلگران بگیرد. رجوع به تفکرات او،
برای هر فردی روشن میسازد که اگر مطهری در زمان کنونی حضور داشت بی شک از مدافعان
انقلاب و از کسانی بود که در حمایت از
ولایت تمام قد ایستاده و خود را فدای راه اسلام و انقلاب میکرد. لذا تاکید و توجه بر این چشمه لایزال، بر نسل
جوان و اخص تحصیل کرده این برهه از انقلاب بسیار مهم و ضروری به نظر میرسد.
استفاده از افکار، عقاید و آثار باقیمانده از این شهید و اندیشمند عالی مقام از
نیازهای نظام آموزشی حال حاضر ماست که بیشک خلا آن بشدت احساس میگردد. مرحوم
مطهري که خود در يکي از حساسترين دورههاي حيات فکري کشورهاي اسلامي ديده به جهان
گشود، ميدانست اگر در امر دفاع از گوهر مقدسي که يادگار ابراهيم (ع) و سلالهي
پاک اوست لحظهاي درنگ شود، در آيندهاي نزديک نه از اسلام نشانی خواهد ماند و نه
از مبانی آن. اما نخستين قدم براي مبارزه با اين خطر عظيم شناساندن هرچه دقيقتر و
عميقتر مسأله و روشن نمودن ابعاد و وجوه گوناگون اسلام و تفکر اسلامی است. ايشان
به منظور يافتن ريشههاي انحطاط و ضعف مسلمين و آگاه ساختن آنان به نقاط ضعف خويش
در زمینه های گوناگون و علوم مختلف، دست به کار تحقيقي عميق در اين زمينه ميشود و
تلاش ميکند در حد توان اغلب موارد اساسي و مهم را استقصاء کند و حتيالمقدور چيزي
را فراگذار ننمايد. با این حال هست زمینه های که مطهری مهلت پرداختن به آنها را
نیافت و این خود باعث شد مسئولیتی عظیم بر گردن دیگر اندیشمندان و متفکران اسلام و
انقلاب باقی بماند. رسالتی که شاید کمتر کسی بتواند بر آن دست یابد و از آن گذر
کند. هرچند هستند عالمان و دانشمندان عالیقدری که همچون مطهری سرباز گونه در خدمت
اسلام و انقلاب باشند اما نیاز به حضور اندیشمندان شجاع و پاک در عرصه هایی که
مطهری در آنها وارد نشد بشدت احساس میگردد. حضور
عالمان دینی و حوزوی در دانشگاه و موسسات آموزش عالی و وارد شدن آنها در علوم انسانی
وارداتی و اصلاح آن ها از ضروریات این برهه از انقلاب بشمار میآید و به نظر میرسد
پرورش اینگونه افراد با کمی تغییر در رویکرد حوزه و دانشگاه نسبت به روند آموزشی خود و سپس تعامل
بیشتر آن دو، گامی موثر در بوجود آمدن مطهریهای دیگر باشند. حضرت آيت الله خامنهاي با تاكيد بر اينكه انرژي عظيم امت اسلامي ميتواند مشكلات جهان اسلام را حل كند، فرمودند: مقاومت و صبر مجاهدان و مردم فلسطين و حمايت و كمك همهجانبه به آنان از سراسر كشورهاي اسلامي خواهد توانست طلسم شيطاني غصب فلسطين را بشكند. تا ابد گوش به فرمان رهبریم ، در مقابل دشمنان ، همچون یاران علی هستیم فرمانده كل سپاه با بيان اين كه جمهوري اسلامي ايران در بهترين شرايط براي دفاع از تماميت ارضي خود است، گفت: تمامي تاسيسات هستهاي در نقاط مختلف سرزمينهاي تحت اشغال رژيم صهيونيستي در تيررس موشكي ايران قرار دارد. بسم الله الرحمن الرحيم گفتمان امام و انقلاب اسلامی ، بزرگترین عامل تحول دوران
پس از جنگ جهانی دوم با خودنمایی کشورهای بزرگ و قدرتمند بازمانده از جنگ ، شوروی و آمریکا ( و البته با تأثیر گذاری به مراتب بیشتر آمریکا و متحدانش) ابتدا جهان دورانی نزدیک به دو قطبی را تجربه می کرد. امّا در این دوران به تدریج با قدرت گیری روز افزون ایالات متحده و ضعف بیش از از پیش اتحاد جماهیر شوروی هر روزه بر تسلط آمریکا بر کشورهای دیگر افزوده می شد و در نتیجه ابر قدرت به سمت آمریکا در حرکت بود و مسلماً در حال دور شدن از شوروی. این روند با ورود به دوران جنگ سرد و سپس فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تکمیل شد و دورانی در جهان نمایان شد که می توان آن را آغاز مرحله ای جدید و شروع تلاش های وسیع برای تک قطبی شدن جهان نامگذاری نمود. مرحله ای که با حضور بسیار فعال آمریکا در عرصه های مختلف و البته نبود رقیبی قدرتمند برای اثر گذاری در معادلات بروز و ظهور یافت. . . . . بسم الله الرحمن الرحیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، در پی نابودی رژیم پهلوی همان نوچه و نوکر آمریکا در خاور میانه و سپس تشکیل حکومتی صد در صد متفاوت از حکومت قبلی ، با تفکرات و منشی کاملاً متفاوت در ایران، آمریکا و متحدانش را برآن داشت تا با تلاشی بی وقفه از روند نابودی و از دست رفتن منابع استعماری خود در منطقه و حتی جهان جلوگیری کنند. روندی که مسلماً نشات گرفته از جریانی به نام جریان صدور فرهنگ انقلاب اسلامی ایران به سرتاسر جهان بود. فرهنگی که نه تنها بر کشورهای همسایه بلکه بر کشورهای آزادی خواه جهان که میلیون ها کیلومتر با ایران هم فاصله داشتند موثر بوده و هست. آمریکا و دیگر ایادی استکبار جهانی در راه مقابله با جمهوری اسلامی از راه های بسیار متفاوتی وارد شدند، از جنگ تحمیلی گرفته تا تحریم های مختلف در زمینه های گوناگون تا استفاده از اهرم هایی چون گروهک منافقین و ... پرواضح است که اقدامات اخیر ایشان در اشغال کشورهای همسایه ایران چون افغانستان و عراق ناشی از همان تلاش گسترده برای حفظ اندک منافع باقی مانده در منطقه و سپس تقلا برای فشار به ایران ، این مظهر مقاومت و ایستادگی است. ترس استکبار جهانی از ایران را می توان در دو زمینه مورد بررسی قرار داد. اول اینکه ایران خودش به تنهایی مشکل فراوانی برای آن هاست و اقدامات علنی این کشور در ایستادگی مستقیم در برابر تمامی تلاش ها و اقدامات آن ها در سرتاسر جهان خود دردسری بزرگ برای آن هاست و دوم اینکه تأثیر پذیری دیگر کشورها و دیگر ملت ها از این خط مشی موفق ایران نیز در حال تبدیل شدن به مشکل بزرگی دیگری می باشد. حال در این زمینه است که باید گفت آمریکا دیگر تنها در مقابل یک جبهه واحد به نام ایران قرار ندارد بلکه اکنون در مقابل ایران همراه با طیف بسیار گسترده ای از کشورهای مسلمان و غیر مسلمان تأثیر گرفته از ایران باید بایستد که خود کار بسیار دشواری است و البته نشدنی. اما ایشان در اقدامات اخیر خود با به دست گرفتن اوضاع نسبی در عراق ، افغانستان، فلسطین و حتی کشورهایی دیگر از اروپا گرفته تا آفریقا چون اکراین، زامبیا ، سودان و ... سعی دارند اهداف خود در سطح جهان را محقق کنند. در پی این برنامه ها و سلسله فعالیت های کارشکنانه در کشورهای مختلف آمریکا متوجه نقطه خطر دیگر ی در مقابل خود شده است. آری تنها کشور مسلمان دارای صلاح هسته ای و به طور عام دارای بمب اتم یعنی پاکستان هم با تغییر حکومت و رفتن ژنرال پرویز مشرف مشکل بزرگ دیگری و به عبارتی خطر بزرگی برای آن ها به شمار میرود. از این رو آنها در صدد این هستند که یا انجام فعالیتهای مختلف این کشور مسلمان را نیز به انزوا کشیده و با مشغول کردن آن ها به مشکلات و مسائل مختلف هر روزه آن را ضعیف تر و نهایتا از هم گسسته کنند. در این راه با توجه به پیش زمینه و استعداد خاص پاکستان در جای دادن گروه ها و فرق مختلف و همین طور اختلاف شدید بین گروه های مسلمان و غیر مسلمان در این کشور ، تفرقه افکنی و سپس تجزیه ی پاکستان به ایلات مختلف بهترین و سریع ترین راه ممکن به نظر می رسد. بدین منظر سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا CIA با همکاری سازمان های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و انگلیس، موساد و MI6 ¹ ، تصمیم گرفتند با طرح ریزی نقشه ای دقیق اهداف خود را پیش ببرند. در این راستا آن ها ابتدا با ورود به فاز اول پروژه ای بسیار دقیق شروع به تفرقه افکنی بین شیعیان پاکستان و فرق تند روی اهل تسنن این کشور نمودند. که نتیجه ی این عملیات آن ها به خاک و خون کشیدن صدها مسلمان در مساجد ، حسینیه ها و حتی کوچه و بازار شد. اما این کار لازم بود ولی کافی نبود، آن ها در بخش بعدی مسلمانان را با محدود مسیحیان و یهودیان و دیگر فرق این کشور رودر رو نمودند و در گام آخر این پروژه ی خود را وارد فاز جدیدی در سطح بین المللی نمودند. بدین منظور آن ها از اختلاف دیرینه ی موجود بین هند و پاکستان استفاده نمودند. کشمیر منطقه ای که مالکیت آن مورد اختلاف بین این دو کشور است زمینه ی شروع خوبی بود. ایشان با بیان و تازه کردن این اختلاف پروژه ی خود را وارد اصلی ترین فاز نمودند و با بیان اختلافات قدیمی این دو کشور جو تازه ای را بین مردم و مسئولان هند و پاکستان فراهم آوردند. سپس با طرحی بسیار دقیق که به گفته ی کارشناسان از مدت ها پیش طراحی شده بود حادثه ای جدید و البته بسیار شبیه به حوادث یازدهم سپتامبر را این بار در هند رقم زدند. انفجار بمب هایی در قلب اقتصادی هند ، بمبی باعث بوجود آمدن موج جدید گمانه زنی ها در هند و پاکستان شد. در اين حملات كه همزمان به هتل تاريخى «تاج محل» ، هتل «اوبروى ترايدنت» و «كافه لئوپولد»و كنيسه کلیمی ها انجام گرفت خسارات و تلافات شدیدی به بار آمد. از کشته شدن مردم عامه گرفته تا توریست هایی از کشور های مختلف و حتی کسانی که در خبرها دیپلمات کشورهای دیگر معرفی شدند. در این بین فعالیت رسانه های خبری جهان بسیار جالب بود. CNN خبرگزاری سرسپرده ی سیا با پوشش خبری چند روزه و البته غلوها و وارونه جلوه دادن های مخصوص خود نقش مهمی را در معرفی کردن مسلمانان پاکستانی به عنوان عاملان این حملات به عهده داشت. روزنامه های مختلفی چون الشرق الوسط ، دیلی تلگراف ، هاآرتض ، جورالم پوست و ... نیز به یاری این شبکه ی خبری پرداختند. از طرفی نكته جالب توجه كه به ابهامات اين حادثه بىسابقه در هند مىافزايد اين است كه تمام تروريستها جز يك تروريست 19 ساله!!!كشته شدند و بدين ترتيب هيچ كس براى اعتراف به چگونگى انجام اين واقعه زنده نيست. از طرفى هيچ كدام از گروگانهاى آزاد شده حق مصاحبه ندارند و پليس آنها را از انجام مصاحبه با رسانهها منع كرده است. براين اساس ميتوان نتيجه گرفت هدف این عملیات ها در بدو امر گره زدن مسائل بی ربط به هم و مرتبط نشان دان آن ها برای رسیدن به منافع خاص خود مثل نابودی کشورهای قدرتمند مسلمان چون پاکستان است و در مرجله ای بالاتر تمام اين حوادث در چارچوب پروژه «اسلام فوبيا» يا همان «ترس از اسلام» است كه سالهاست توسط سرويسها و دولتهاى غربى بويژه آمريكا دنبال مىشود و علاوه بر این ها ، در فازی دیگر واشنگتن با درگير كردن هند در مسايل و مشكلات داخلى خود، قصد دارد تا از دستيابى اين كشور به قدرت و رسيدن به پيشرفت جلوگيرى كند. ²
1 و 2 – امین صبحی ، مثلث 11 سپتامبر هند مسلمانان عراق در بند عدالت غرب ظلم و ستم همیشه مصداق بارز عملکرد مستکبران جهان و حامیان آنها بوده است و مطمئناً خواهد بود. زورگویان جهان برای به دست آوردن منابع استعماری و تضمین آینده چپاولگرانه خود از هیچ تلاشی کوتاهی نکرده اند و همیشه ی ایام با تحت سلطه قرار دادن ملتهای ضعیف و ناتوان به غارت سرمایه های ملی آن ها دست زده اند و ایشان را به ورطه نابودی کشانده اند. مردم مظلوم در سراسر جهان هر روزه مورد آزار بی رحمانه زورگویان و قلدران جهان قرار می گیرند و هیچ کس نیست که بتواند حق آن ها را از چنگ این سلطه طلبان بیرون آورد. در این زمینه برای بیان مصداقی بارز می توان از ملت ستم دیده عراق سخن به میان آورد. ملتی که سال ها زیر شدیدترین فشارها و ستم های وارد شده از سوی دیکتاتوری بی عقل با نام صدام حسین بود و از آن رنج می برد. در اوج این مظلومیت عراقیان بود که سردمداران حقوق بشر باری دیگر در اقدامی کاملاً دلسوزانه!!! و صلح طلبانه!!! برای رهایی و آزادی مردم دربند عراق دست به کار شدند و با هجوم و حمله ای همه جانبه به هدف سرنگونی دولت ملعون عراق ، مرد و زن و کوچک و بزرگ آن ها را به خاک و خون کشیدند. در این چند سالی که این مردم در حال چشیدن طعم خوش آزادی ، رفاه و امنیت هستند چپاول منابع ملی عراق با سرعتی بی سابقه انجام گرفته است و این مسأله از کوچکترین ارمغان های غرب مدرن و صلح طلب برای آنهاست (1). آری آزادی و امنیتی مثال زدنی. آنچنان امنیتی که باعث شده است مردم از خانه ها بیرون نیایند ، وحشت و ترس بر آن ها حاکم باشد و هر لحظه در انتظار ورود سربازان عدالت ! و یا بمب های خوشه ای آن ها بمانند. از کنایه گذشته در این چند سال و اندی که از اشغال سرزمین عراق به دست آمریکا و متحدانش می گزرد لحظه ای نبوده است که مردم این کشور طعم آرامش و آسایش را چشیده باشند. ظالمان فرا خوانده شده از کشورهای مختلف تحت پوشش ایجاد دموکراسی و زیر پرچم حقوق بشر چه جنایت هایی که انجام نداده اند و چه خون هایی که نریخنه اند. از قتل عام کودکان بی گناه گرفته تا اعمال قبیح و ضد انسانی در زندانهایی هچون ابوقریب، کروکا، قلعه سوسی، بوکایه و.... و حتی دست درازی و هتک حرمت مقدسات مسلمانان همچون عتبات عالیات و اخص حرمین عسگریین. اما چندی است که پس از شکست های متوالی ایشان در عراق و البته استقامت مردم و دولت این کشور در مقابل اقدامات متجاوزان، آمریکاییان راهی دیگر را برای ادامه سلطه و استعمار خود در پیش گرفته اند، راهی که به آن ها اجازه می دهد هر مدت که می خواهند در عراق بمانند و هر چه می خواهند در این کشور انجام دهند. ترفندی جدید، توافق نامه امنیتی مابین آمریکا و دولت مردمی عراق، راهی جدید برای ادامه سلطه. توافق نامه ای که اختیاراتی بی حد و حصر برای ارتش آمریکا فراهم می آورد و تثبیت کننده اقامتی طولانی مدت برای آن ها در این کشور است. این توافق نامه که چند ماه پیش توسط دولت جورج بوش به ملت و دولت عراق پیشنهاد شد شامل مفاد زیادی است که در صورت اجرایی شدن صدمات جبران ناپذیری را به مسلمانان مظلوم عراق وارد می آورد. پیمانی که در بدو کار با مخالفت همه جانبه مردم ، مقامات و حتی مراجع اعظام عراق مواجه شد و تا جایی پیش رفت که مراجعی همچون حضرت آیت الله سيد كاظم حسيني حائري، كه مقلدان فراواني در ميان شيعيان عراق دارد با صدور فتوايي، امضاي توافقنامه امنيتي بين دولت عراق با آمريكا را حرام اعلام كرد. از مفاد این توافق نامه می توان بند پنجم از ماده دوم را نام برد که اجازه عقد قرارداد آمريکاييها با شرکتها و موسساتي از کشورهاي ثالث در عراق می دهد. اما در این قسمت این نکته حائز اهمیت است که با توجه به تعريف آمريکا از کشورهاي ثالث، امکان عقد قرارداد با شرکتهاي اسرائيلي در عراق نيز وجود دارد. اگر چه بارها تاکيد شده است که آمريکا قوانين موضوعه عراق را رعايت خواهد کرد با اين حال ولو با مخالفت رسمي دولت عراق اما آمريکا ميتواند با شرکتهاي اسرائيلي وارد قرارداد شود که از هويت اروپايي يا آمريکايي برخوردارند. بنابراين دست آمريکا براي عقد قرارداد با پيمانکاران اسرائيلي باز خواهد بود. از ماده اول تا نهم اين توافقنامه به خوبي روشن است که آمريکا در اين توافقنامه فراتر از مرزهاي عراق ميتواند پايگاههاي موشکي همچون سپر موشکي مورد اتفاق در چک را مستقر کند؛ وظيفهاي که هيچ ربط مستقيمي با امنيت عراق نخواهد داشت، بلکه اهداف نظامي ـ منطقهاي است که شامل روسيه، چين و ايران خواهد شد. و بر اساس ماده نهم در خصوص خودروها و کشتيهاي آمريکايي، آمريکاييها بدون نظارت مستقيم دولت عراق ميتوانند وسايل امنيتي لازم براي نيروهاي خود و حتي نيروهاي غير آمريکايي در عراق که در حال همکاري با سازمانهاي اطلاعاتي و نظامي آمريکايي هستند را وارد کنند. بحث حاکميت قضايي در ماده دوازدهم اين توافقنامه، همه مسئوليتهاي قضايي مربوط به نظاميان و غير نظاميان آمريکايي را به دولت آمريکا واگذار ميکند. موضوع پول و ارزهاي خاص که شامل دلار امريکايي است و در ماده بيستم ذکر شده است قدرت مانور مالي آمريکا بدون اشراف دولت عراق را فراهم ميکند. مثلا آمريکاييها به راحتي ميتوانند که هر چه دلار ميخواهند به عراق وارد کنند و سپس آن را در بين نيروهاي عراقي و غير عراقي توزيع کنند. موضوع دستگيريها و بازداشت در حين عمليات توسط ارتش آمريکا در ماده بيست و دوم اين توافقنامه از جمله بندهايي است که با لطايف الحيل دست آمريکاييها را براي دستگيريها و بازداشتها باز گذاشته است. موضوع عقب نشيني از عراق و يا پايان مدت زمان اين توافقنامه از بخشهاي بسيار مهم و دوپهلوي اين توافقنامه است که بازي کردن با آن را بسيار راحت کرده است. تاريخ عقب نشيني نيروهاي آمريکايي 31 دسامبر 2011 تعيين شده است اما بندهايي آمده است که ميتواند منجر به تمديد اختياري دوطرفه اين توافقنامه باشد و يا آن که همه امور حقوقي و قانوني موضوعات اين قرار داد را تبديل به پايگاههاي ثابت نظامي آمريکا در عراق کند. این قسمت های بیان شده تنها گوشه ای از آینده نگری سلطه جویان در عراق بود ، که اگر می خواستیم کمی بیشتر در این مورد سخن بگوییم باید.... اما سخن آخر این نوشتار را دعا برای رهایی همه مظلومان جهان از بند ظلم و ستم قرار می دهم و بیان می کنم که این امر محقق نخواهد شد مگر با حضور یگانه منجی عالم (عج) انشا ا...
1- قابل توجه همه ی عزیزانی که غرب را مظهر و نماد آزادی و عدالت و منتهای آرزوهای خود می دانند. ... هنگامی که سال ها پیش امام خمینی، حکم قتل سلمان رشدی را به سبب نگارش کتاب آیات شیطانی صادر کرد، شاید کمتر کسی اهمیت این حکم را به خوبی درک می کرد و احتمالاً از همین روی بود که عده ای در داخل نیز به این حکم امام مظنون بودند. اما این حکم تا به امروز از سوی مسلمانان اجرا نشد و ولایتمدارانی همچون ابومازح نیز که مصمم به اجرای آن شدند، به شهادت نائل گشته و از اجرای آن بازماندند و در این میان نیز کسانی که خود انگیزه ای برای اجرای حکم نداشتند و دوست داشتند پشت سنگرها خدمت! کنند، موسساتی را تأسیس کرده و برای مجری حکم سلمان رشدی جوایزی تعیین کردند. البته افرادی هر چند بسیار معدود از جمله عطاالله مهاجرانی پیدا می شدند که از طریقی دیگر پاسخ سلمان رشدی را دادند و در جواب کتابش، کتابی نگاشتند. معطل ماندن حکم سلمان رشدی به همین منوال ادامه می یافت و حتی در برهه هایی که فضا برای هفت تیرکش ها کمی مساعدتر می شد، شبهه هایی نیز بر آن وارد می شد از این قبیل که این حکم در زمان امام بوده و اکنون نظر رهبر انقلاب چنین نیست؛ تا از این طریق به کلی قید چنین حکمی زده شود و سلمان بیچاره نیز بعد از حدود 20 سال که شمشیر را بالای سر خود می بیند، زندگی خود را ادامه دهد اما این بار آسوده. اما شاید اولین باری که بعد از مدت ها فراموشی، بار دیگر حکم امام در مورد سلمان رشدی به یادها رجوع کرد، در ماجرای توهین به پیامبر بود از سوی "کورت ويستر گارد" کاريکاتوريست توهين کننده به پيامبر اسلام؛ که شاید این اقدام هماهنگ غرب در مواجهه با اسلام محکی بود برای سنجش میزان واکنش های مسلمانان به این توهین. این بار نیز حکم قتل کاریکاتوریست دانمارکی صادر شد و باز هم این حکم مسکوت ماند تا حدس غربی ها درست از آب دربیاید که مسلمانان آنقدرها هم که شلوغش می کنند، نیستند و بعد از کمی داد و فریاد به خانه های خود رفته و شتری را که دیده اند، نادیده می انگارند. اما بالاخره پس از مدت ها کش و قوس خیرت ویلدرز سیاستمدار راستگرای هلندی فیلم جنجالی خود-فتنه- در توهین به قرآن را در اینترنت منتشر کرد و نشان داد که برای توهین به اسلام و قرآن و مسلمانان مصمم تر از مسلمانان است برای دفاع از اسلام. هر چند این فیلم از سوی اغلب مجامع بین المللی از قبیل سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، سازمان کنفرانس اسلامی و همچنین دولت هلند و دانمارک! و ... محکوم شده است اما نگاهی به بیانیه های صادر شده از سوی این مجامع و گفته های رجال سیاسی یاد شده، لطایف جالبی را با خود به همراه دارد. سخنان «بان کی مون»، دبیر کل سازمان ملل متحد در بیانیه خود مبنی بر اینکه هيچ چيز تحريك به خشونت! و كينه توزي! را توجيه نميكند، سخنان «پيير شتگ مولر» وزير خارجه دانمارك در خصوص پخش فيلم ضد اسلامي که آن را اقدامي غيرمنصفانه و عاملي براي ايجاد تنش در جهان دانسته است، همچنین سخنان نخست وزیر هلند که این فیلم را موضع دولت هلند ندانسته است و ... همگی پیش از آنکه در مذمت توهین به یک مذهب و عقیده بیش از یک و نیم میلیارد مسلمان باشد، از ترس واکنش مسلمانان بیان شده است. شرکت اینترنتی "لایو لیک " که میزبانی فیلم ضد اسلامی "فتنه" ساخته نماینده دست راستي پارلمان هلند را به عهده داشت نیز اعلام کرده است که به دلیل «ترس از خطرهائی که متوجه کارکنان اين موسسه است»، فیلم موهن و ضد اسلامي مذكور را از روی "سايت مركزي" خود بر داشته است. لذا گفته های بالا همگی ناشی از این است که تنها چیزی که غرب غارتگر را از توهین به مقدسات یک و نیم میلیارد مسلمان باز می دارد، تنها واکنشی در خور به این اقدامات است تا بر اساس شرع مقدس خود، عامل سبّ قرآن و سبّ نبی را به مجازات در خور خود که همان «قتل» است برساند. سخن آخر: مسلماً اگر حکم امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) در خصوص سلمان رشدی از سوی یک و نیم میلیارد مسلمان بر روی زمین نمی ماند، دیگر شاهد ظهور ویسترگاردها و ویلدرزها نبودیم و این سرچشمه گنداب توهین به دین اسلام خشکانده می شد. نکته آخر: «رشدی، ویسترگارد، ویلدرز»؛ نفر بعدی هم هست اگر حکم رشدی ها اجرا نگردد. سلمان رشدی در یکی از آخرین کتاب های خود، به فلاکت و ذلت پس از انتشار کتاب «آیات شیطانی» اشاره می کند. وی در کتاب خود با اشاره به مجروحیت مترجم ایتالیایی کتابش توسط مسلمانان ایتالیایی تا سر حد مرگ و به هلاکت رسیدن مترجم ژاپنی آیات شیطانی بر اثر حمله مسلمانان ژاپنی، از روز ترور ناشر نروژی کتابش به این شکل یاد می کند: «روزی که ناشر نروژی مورد اصابت گلوله قرار گرفت یکی از بدترین روزهای عمر من است.»




ادامه مطلب

![]()


پنجم اگوست 1989، چهاردهم مرداد ماه 1368
"دیروز یك گروه اسلامی در لبنان اعلام كرد تروریستی كه روز پنجشنبه، براثر انفجار بمبی در حال سوار كردن آن در هتلی در غرب لندن بود از بین رفت، یكی از اعضای آنها بوده كه در حال تدارك حملهای به سلمان رشدی بوده است.
طی یادداشت دستنویسی كه تحویل روزنامه النهار در بیروت گردید، «سازمان جهادگران اسلام» اعلام كرد كه مسلمانان اكنون برای از دست دادن «غریب»، اولین شهیدی كه به هنگام انجام مقدمات حمله علیه سلمان رشدی مرتد جان خود را از دست داد، سوگوارند و شهدای بعدی به این اهداف خواهند رسید.
گروه فوقالذكر در این بیانیه تاكید كرده است هر فردی، از جمله خانم تاچر، كه از رمان «آیات شیطانی» از رشدی حمایت كند بهای آن را خواهد پرداخت.
«اسكاتلند یارد» در حال تحقیق در این زمینه میباشد. در حال حاضر، مشخص شده است كه پنجشنبه بعد از ظهر دو بمب در هتل «بورلی هاوس» واقع در منطقه «ساكس گاردنز پادینگتن» منفجر گردیده است. تصور میشود كه اولین بمب، به هنگام سوار كردن آن توسط تروریستی كه معتقدند الجزایری یا مراكشی میباشد و بنام «مازح» ملقب است، منفجر گردید و انفجار دومین بمب، 15 دقیقه بعد متعاقب انفجار اول صورت گرفته است.
ادامه مطلب
نویسنده این کتاب، «سلمان رشدی» مسلمان هندی تباری بود که تبعه «بریتانیای کبیر» محسوب می شد و «آیات شیطانی» پنجمین رمان این نویسنده 41 ساله بود.«سلمان رشدی» عضو «انجمن سلطنتی ادبیات انگلستان» بوده و هست و کتاب مذکور را به سفارش «گیلون ریتکن» (رییس یهودی انتشارات وایکینگ) با دستمزد بی سابقه 850 هزار پوند به رشته تحریر در آورد.
کتاب آیات شیطانی بر خلاف آن چه گفته می شود، یک کتاب علمی و نظری نیست؛ بلکه داستانی است بلند در 9 فصل که شخصیت های آن را حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه)، همسرانش و صحابی شناخته شده اش و حضرت جبرئیل (فرشته وحی) تشکیل می دهند
او در آن ایام تنها طی 20 روز 13 بار محل خواب خود را تغییر داد. چنان فضای جهنمی بر زندگی او حاکم گردید که همسرش از وی جدا شد و در مطبوعات وی را «فردی بزدل» نامیدند.
تنها دو سال پس از صدور حکم اعدام بود که سلمان رشدی جرأت سفر به خارج انگلستان را پیدا کرد و با یک هواپیمای جنگی در سال 1991 میلادی برای سخنرانی به دانشگاه کلمبیا در آمریکا رفت و برگشت. محافظت از او پس از صدور حکم حضرت امام بر عهده «اسکاتلندیارد» (پلیس انگلیس) قرار گرفت. هزینه های محافظت از او در سال بین یک تا 10 میلیون پوند تخمین زده می شود؛ در حدی که یک بار شاهزاده چارلز (ولیعهد انگلستان) اعلام کرد: «سلمان رشدی سرباری پر خرج برای مالیات دهندگان انگلیسی است.» همچنین شرکت هواپیمایی «بریتیش ایر ویز» حضور رشدی را در هواپیماهای خود تا سال 1998 ممنوع اعلام کرده و شرکت هواپیمایی «ایرکانادا» چند سال پیش سفر رشدی را با پروازهای خود غیرممکن اعلام نمود.
سلمان رشدی با وجود خشم جهان اسلام علیه خود، از تجدید چاپ کتاب کفرآمیز خود صرف نظر نکرد و زمانی که انگلستان حاضر به چاپ ارزان قیمت این کتاب (بدون جلد گالینگور و با کاغذ کاهی) نشد، آن را به آمریکا برد و به صورت ارزان قیمت (برای سهولت خرید عمومی آن) به چاپ رساند.
در سال های اخیر، سلمان رشدی در آمریکا زندگی می کند و توسط دولت آمریکا محافظت می شود. چند سال قبل وی به ریاست انجمن قلم آمریکا رسید. امپراطوری رسانه ای غرب بارها اعلام کرد که حکم اعدام این نویسنده از طرف ایران پس گرفته شده است که هر بار با واکنش سریع رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای این مسأله تکذیب گردید و اعلام شد که حکم یک مرجع قابل نقض نمی باشد و حتی پس از مرگ او نیز بر همه مسلمانان لازم الاجرا است



